فهرست بایگانی Personal

قسمت مدیریت بلاگ‌های WordPress مجهز به نسخه‌ی جدیدی شدند که امکاناتی مثل نظرسنجی و ابزارهای چندرسانه‌ای را شامل می‌شود. در مورد بعضی از بخش‌ها مثل نمودار بازدیدهای روزانه که مدتی در ایران قابل دسترسی نبود، مشکلات کاملاً برطرف شده است.
توکا نیستانی – از همکاران آتک – می‌نویسد :
بازی با یک سؤال ساده آغاز می شود: اگر بدانی که این آخرین بیست و چهار ساعت باقی مانده از عمرت است، چه خواهی کرد؟
به اتاق مدیرعامل شرکت می روم و بالاخره به لاغری دستمزدم اعتراض می کنم و می خواهم، فقط برای حفظ آبرویم بعد از مرگ، حقوقم را برای بیست و چهار ساعت اضافه کند!
چند روز دیگه دقیقاً یک ماه می‌شود که چیزی اینجا ننوشتم. البته اخبار آتک و روزهای حضور من هم چندان زیاد نبوده. از پیامبر هم نقل است که از مستحبات روز جمعه به‌روز کردن وبلاگ است (پیامبر اسلام نه، Yahoo Messenger). اتفاقاتی که در این یک ماه افتاده :
  • Laptop شرکت سرقت شد و نیمی از هزینه‌ی آن از کارانه (نوعی اضافه حقوق) همکاران واحد کامپیوتر کسر شد!
  • تعدادی از همکاران برای برگزاری مراسم ارتحال به سواحل ترکیه مشرف شدند!
  • پخش ماشین من رو (Alpine فابریک روی سمند LX سال) رو کنار بزرگراه آفریقا سرقت کردند. چند هفته یک بار از این موارد مشاهده می‌شود.
  • S a m i x روز پنج‌شنبه چند نفر را برای نمایش سیستم به آنها به آتک آورده بود.
  • انبارداری در مرحله ورود داده‌ها است.
  • پروژه‌های جدیدی خواهیم داشت در مورد SharePoint Sites و AutoCad
  • یک فقره ژنراتور عظیم برق خریداری شده که توان راه‌اندازی آسانسور و تهویه را هم داشته باشد.
امروز هوای تهران به شدت بهاری شده بود، بارانی بارید و رعدوبرقی هم زد. تئوری‌های تایید نشده‌ای در مورد تغییر رفتار ناگهانی آدم‌ها و اصابت چیزی به سرشان مثل یک شوک الکتریکی وجود دارد، ولی ما فرض می‌کنیم وجود ندارد!
امروز جلسه با S a m i x بود. مواضع این شرکت کاملاً تغییر کرده بود و مهمترین جریانی که از این تغییر سود کرد، خود این شرکت بود. بالاخره آتک در مهندسین مشاور برای خودش وزنه‌ایست، اگر راضی باشد قراردادهایی با S a m i x بسته خواهد شد و اگر ناراضی باشد شاید قراردادهایی فسخ شود.
قسمتی از قرارداد که به موجب آن این شرکت قصد شکایت از آتک به خاطر استفاده از دو سرور همزمان را داشت در پیوستِ قرارداد! پیدا شد:
خروجي پروژه يک نرم افزار تحت شبکه خواهد بود که به يک سرور مرکزي نياز خواهد داشت

و ایشان ادعا کردند که منظورشان فقط استفاده از یک سرور بوده است. در توجیه این منظور فرمودند در آن زمان تجربه کافی برای نوشتن قرارداد نداشتند! و این قرارداد خود از ترکیب چند قرارداد دیگر به دست آمده است.
 
ما که قبل از این به ذهن‌مان خطور نمی‌کرد وگرنه عبارت “یک سرور مرکزی” گویای همه چیز هست. مثلاً فکر کنید یک سرور غیر مرکزی ! یا یک سرور جور ِ دیگر! … بنابراین دیگر نباید بر ایشان خرده می‌گرفتیم ومزاحم اوقات شریف می‌شدیم.
 
راستی از قرائن چنین بر‌می‌آید که شرکت مذکور اینجا را پیدا کرده و من لو رفتم! حالا که اینجا را می‌خوانید چند نصیحت برای آقای نصیری‌فرد داشتم :
  •  اولاً می‌توان از امکانات تلفن همراه برای ضبط استفاده کرد
  • دوماً که اگر میکروفون Laptop رو به جلسه باشد صدا را بهتر ضبط می‌کند
  • سوماً اگر Laptop را مثلاً برای کار باز می‌گذاری اقلاً نگاهی به آن بینداز یا چند کلید فشار بده
  • چهارماً قبل از دادگاه دست خودتان رو نکنید که ما صدا ضبط کردیم!
  • پنجماً  اگر در دادگاهی بخواهید این صدا را که بی‌اجازه ضبط شده به عنوان مدرک استفاده کنید، می‌توان شکایت شدیدتری بر علیه شما تنظیم کرد.
از قدیم گفتند که آدم مال رو سفت بچسبه و همسایه رو دزد نکنه! اما اگر ایجاد امکانات امنیتی از وظایف یکی دیگر از واحدها باشد و آن را دریغ کند تکلیف چیست ؟ جالب اینجاست دوربین‌های امنیتی هم در مواقع بسیار حساس چیزی ضبط نمی‌کنند.
به هر حال از امکانات امنیتی بسیار مفید یک عدد سگ می‌باشد که برای سرگرمی اعضا واحد نیز استفاده می‌شود. دریچه‌های تهویه را نیز باید میله زد تا امثال تام کروز نیز دیگر از این فیلم‌ها بازی نکنند!
 
یکی از خوبی‌های کار کردن تحت پوشش یک شرکت، قرار گرفتن زیر چتر حمایتی حقوقی شرکت است. مثلاً اگر شما تحت عنوان یک شرکت با مسوولیت محدود با سرمایه اولیه‌ی صد هزار تومان کار کنید، در بدترین شرایط دادگاه می‌تواند همان مقدار شما را جریمه کند. در مورد شرکت سهامی خاص اگر شما سهامدار نباشید، هیچ‌گونه مسوولیتی متوجه شما نیست.
 
قضیه از اینجا شروع شد که امروز S a m i x متوجه شد که ما SharePoint را از سرور قدیم (که نتوانسته بودند آن را به Active Directory متصل کنند) به یک VPC منتقل کردیم (البته ما آن را به Virtual Servre منتقل کردیم)
 
زنگ زدند و گفتند ما معمولاً در این موارد شکایت می‌‌کنیم و زیاد هم طول نمی‌کشه!
 
به هر حال در این مورد من از نظر حقوقی کاملاً مصون هستم، چرا که فقط با امکانات موجود در آتک به کار پرداختم (البته خدا پدر آقای Lutz را بیامرزد که Reflector را عرضه کرد!)
 
از طرفی از آتک درخواست کردم یک نسخه از قرارداد را در اختیارم قرار دهند. جالب اینجا بود که من حتی بندی در مورد ممنوعیت فروش مجدد این سیستم از طرف آتک به شرکت‌های دیگر را پیدا نکردم. تنها موردی که کمی مربوط به این کار ما بوده، این است :
در صورتی که نصب توسط کادر کارفرما صورت بگيرد مجری مسئولیتی در قبال صحت عملکرد سیستم نخواهد داشت.
این در مورد بعد حقوقی قضیه! در صورت لزوم در مورد ابعاد مالی و اخلاقی کار S a m i x نیز در روزهای بعد خواهم نوشت.
مهندس نیستانی از مفاخر آتک، جامعه مهندسین کاریکاتوریست و از اعاظم وبلاگستان به حساب می‌آیند. وبلاگ ایشان چند روز بعد از اولین ورود من به آتک راه‌اندازی شد و همان روزها حداقل روزی 500 بازدیدکننده داشته است.
 
فعلاً ایشان در طبقات پایین مشغول به امر خطیر نقشه‌کشی و طراحی هستند و گاهی هم به ما سر می‌زند. از شما چه پنهان از وقتی که عکس جوراب سفید همکارشان را در معرض دید عموم قرار دادند، هیچ وقت با جوراب سفید به آتک نرفتم.
 
ایشان برادر مانا نیستانی کارتونیست معروف هستند که به خاطر اجتناب از سیاست به کار کودک روی آورده بودند. اما چشمتان روز بد نبیند، یک روز جمعه یک سوسک که در ویژه‌نامه کودک استان تهران گفته بود نَه‌مَنه! سر از آذربایجان درآورد و ایشان را تا پای اعدام برد! ایشان هم مدتی در آتک بودند.
 
امروز روز آتش‌بس توکا با یک مهندس کامپیوتر است که دعوای آن‌ها وبلاگ‌ها و مطبوعات را در نوردیده است!
 
-الو ؟ واحد کامپیوتر ؟ اگه میشه برای من یه صفحه کلید جدید بفرستید.
 
-با صفحه کلید فعلی مشکلی دارید ؟
 
-از پنجشنبه نصف کلیدها کار نمی‌کنند.
 
-معمولاً کلیدها یکی یکی از کار می‌افتند. چی شد که این اتفاق افتاد ؟
 
-خیلی کثیف شده بود، شُستَمِش!
یکی از همکاران اخیراً یک عدد Canon 400 خریده و من هم قصد دارم یک عدد Canon S5IS بخرم! از نزدیک دیدن و تجربه عکاسی با 400D باعث شد فکر کنم تصمیم درستی گرفتم، چرا که 400D یک دوربین حرفه‌ای است ولی من یک عکاس حرفه‌ای نیستم و سبک عکاسی من بیشتر خیابانی است و S5IS حدود نصف قیمت 400D را دارد.
400D یک دوربین SLR است:‫
  • ‫ از فناوری CMOS به عنوان حسگر استفاده می‌کند. بنابراین باید انتظار عکس‌هایی به شدت شفاف و واقعی را داشته باشید.
  • ‫ اما از آنجایی که ذات SLR به معنی وجود یک آینه منعکس‌کننده است، باید برای مشاهده تصویر لازم چشم خود را به چشمی دوربین بچسبانید. همین‌طور مقدار خطایی که بین کادربندی چشمی و کادر بندی واقعی وجود دارد را بپذیرید. و اگر می خواهید عکسی از ارتفاعی بالاتر یا پایین‌تر از چشم خود بگیرید، باید خودتان هم بالاتر یا پایین‌تر بروید.
  • ‫فلاش بسیار پرقدرتی دارد (12 متر) که برای مهمانی‌های خانگی مناسب است. ولی زاویه آن تغییر نمی‌کند و نمی‌توانید آن را به سمت سقف متمایل کنید (البته تقریباً هیچ یک از فلاش‌های نصب شده روی دوربین‌ها این قابلیت را ندارد ولی فراموش نکنید که یک فلاش هم باید به عنوان لوازم جانبی بخرید)
  • ‫400D یک دوربین حرفه‌ای عکاسی ست، بنابراین فیلم نمی‌گیرد.
  • ‫Focus کردن آن تقریباً به اندازه زمانی طول می‌کشد که شما بدون مکث ازمرحله اول دکمه Shutter به مرحله دوم بروید، و این زمان ایده‌آل باعث می‌شود که هیچ وقت نگران تار شدن عکس‌ها در اثر عکاسی سریع نباشید. اما برای تنظیم رنگ عالی باید یک یا دو ثانیه به دوربین فرصت دهید!
  • ‫لنزی که روی خود دوربین است حدود 3x Zoom دارد. کنترل کردن آن هم از روی لنز انجام می‌شود، در نتیجه با یک دست نمی‌توانید به عکاسی بپردازید، ولی در عوض با دو دست سریعتر می‌توانید کادر بندی مناسب را به دست آورید. در اولین هم فرصت باید لنز جدید خریداری کنید. البته لنز جدید مختص این دوربین نخواهد بود و می‌توانید آن را روی هر دوربین SLR نصب کنید. اما به یاد داشته باشید که لنز جدید یعنی هزینه‌ی بیشتر، اندازه‌ی بزرگتر و وزن سنگین‌تر.
  • ‫نوع کارت حافظه‌ی آن از نوع Compact Flash و باطری آن 720mAh Li-Ion است. با این باطری می‌توانید حدود 300 عکس با فلاش و 500 عکس بدون فلاش بگیرید. و Charger آن به نحوی ست که می‌توانید باطری را خارج از دوربین شارژ کنید و این به شما اجازه می‌دهد که از بیش از یک باطری استفاده کنید. ولی من کارت حافظه SD/MMC و باطری‌های AA را ترجیح می‌دهم، هر چند که مجبور باشم هزینه باطری و Charger را جداگانه متقبل شوم.
  • ‫هزینه آن با لوازم جانبی عادی (بدون لنز و فلاش) در فروردین 87 حدود 750 هزار تومان است.
از آخرین نوشته‌ای که اینجا گذاشتم مدت زیادی گذشته. چند روزی مسافرت بودم و چند روز پس از آن هم دچار ویروسی که از مسافرت برای خودم سوغات آورده بودم!
 
بعد از حدود یک ماه که از Index کردن اینجا توسط موتورهای جستجو می‌گذرد همچنان این بلاگ در زبان‌های مختلف در نتایج جستجوی فارسی S a m i x نمایش داده می شد. از طرفی تعداد کم بازدیدکننده انگیزه نوشتن را از من می‌گرفت. من هم تصمیم گرفتم تمام اسامی شرکت مذکور را به صورت فاصله‌دار بنویسم و به موتورهای جستجو اجازه دهم تا اطلاعات قبلی خود را به این صورت تصحیح کنند.
 
یکی از مزایای نوشتن در بلاگ هم این است که وقتی شروع می‌کنی به توضیح – مثلاً در مورد Virtual Server – متوجه می‌شوی که طرف مقابل نوشته‌هایت را خوانده و این حس خوبی ست.