امروز هوای تهران به شدت بهاری شده بود، بارانی بارید و رعدوبرقی هم زد. تئوری‌های تایید نشده‌ای در مورد تغییر رفتار ناگهانی آدم‌ها و اصابت چیزی به سرشان مثل یک شوک الکتریکی وجود دارد، ولی ما فرض می‌کنیم وجود ندارد!
امروز جلسه با S a m i x بود. مواضع این شرکت کاملاً تغییر کرده بود و مهمترین جریانی که از این تغییر سود کرد، خود این شرکت بود. بالاخره آتک در مهندسین مشاور برای خودش وزنه‌ایست، اگر راضی باشد قراردادهایی با S a m i x بسته خواهد شد و اگر ناراضی باشد شاید قراردادهایی فسخ شود.
قسمتی از قرارداد که به موجب آن این شرکت قصد شکایت از آتک به خاطر استفاده از دو سرور همزمان را داشت در پیوستِ قرارداد! پیدا شد:
خروجي پروژه يک نرم افزار تحت شبکه خواهد بود که به يک سرور مرکزي نياز خواهد داشت

و ایشان ادعا کردند که منظورشان فقط استفاده از یک سرور بوده است. در توجیه این منظور فرمودند در آن زمان تجربه کافی برای نوشتن قرارداد نداشتند! و این قرارداد خود از ترکیب چند قرارداد دیگر به دست آمده است.
 
ما که قبل از این به ذهن‌مان خطور نمی‌کرد وگرنه عبارت “یک سرور مرکزی” گویای همه چیز هست. مثلاً فکر کنید یک سرور غیر مرکزی ! یا یک سرور جور ِ دیگر! … بنابراین دیگر نباید بر ایشان خرده می‌گرفتیم ومزاحم اوقات شریف می‌شدیم.
 
راستی از قرائن چنین بر‌می‌آید که شرکت مذکور اینجا را پیدا کرده و من لو رفتم! حالا که اینجا را می‌خوانید چند نصیحت برای آقای نصیری‌فرد داشتم :
  •  اولاً می‌توان از امکانات تلفن همراه برای ضبط استفاده کرد
  • دوماً که اگر میکروفون Laptop رو به جلسه باشد صدا را بهتر ضبط می‌کند
  • سوماً اگر Laptop را مثلاً برای کار باز می‌گذاری اقلاً نگاهی به آن بینداز یا چند کلید فشار بده
  • چهارماً قبل از دادگاه دست خودتان رو نکنید که ما صدا ضبط کردیم!
  • پنجماً  اگر در دادگاهی بخواهید این صدا را که بی‌اجازه ضبط شده به عنوان مدرک استفاده کنید، می‌توان شکایت شدیدتری بر علیه شما تنظیم کرد.

نظر بدهید

شما باید وارد شوید تا قادر به ارسال نظر باشید.