بایگانی ماهیانه: می 2008

وقتی که از یک چیز خوب تعریف می‌کنید، بعدش حتماً به تخته بزنید. به خاطر شرایط محیطی ممکن است هر چشمی شور شود!
بعد از جلسه چهارشنبه با مدیر عامل S a m i x و آقای نصیری‌فرد، به فاصله 2 ساعت آقای سجادی برای نصب PWA به آتک آمدند و انصافاً کارشان را خوب انجام دادند. هم از نظر همراه داشتن برنامه‌های لازم، هم از نظر تخصصی. و مهمترین قسمت دستورالعملی با سربرگ شرکت‌شان بود که ایشان در مواردی به آن مراجعه می‌کردند. کل فرآیند از Format کردن HDD تا آخرین مرحله کمتر از 2 ساعت طول کشید و نصب هم به صورت Farm انجام شده بود.
واقعاً لذت بودن در طرف کارفرما احساس کردم. اینکه یک نفر کاری را سریع‌تر و ارزان‌تر از من انجام دهد، بسیار جالب بود. اما فراموش کردم به تخته بزنم…
فردای آن روز، یعنی پنجشنبه که من آتک نرفتم، برای نصب فارسی ساز آمده بودند. و باز روز از نو، روزی از نو. هم از نظر دیرکردن، هم از نظر اشکالات در نرم‌افزارهای همراه.
امروز هم که شنبه باشد، آقای حسین‌زاده با Laptop برای نصب آمدند. در دو ساعتی که من حضور داشتم، فارسی سازی موفقیت‌آمیز نبود. تا آنجایی که من فهمیدم اشکالی وجود داشت که راه حل آن را بارها و بارها به این شرکت گفته بودم، اما هیچ وقت شنیده نمی‌شد! امروز دیگر چیزی نگفتم و رفتم! آدم بدجنسی شدم، نه ؟
 
نتیجه اخلاقی : تصمیم مدیریت برای ارائه خدمات خوب کافی نیست، توان فنی هم مهم است!
نتیجه 2 : زیادی از چیزی تعریف نکنید!
امروز هوای تهران به شدت بهاری شده بود، بارانی بارید و رعدوبرقی هم زد. تئوری‌های تایید نشده‌ای در مورد تغییر رفتار ناگهانی آدم‌ها و اصابت چیزی به سرشان مثل یک شوک الکتریکی وجود دارد، ولی ما فرض می‌کنیم وجود ندارد!
امروز جلسه با S a m i x بود. مواضع این شرکت کاملاً تغییر کرده بود و مهمترین جریانی که از این تغییر سود کرد، خود این شرکت بود. بالاخره آتک در مهندسین مشاور برای خودش وزنه‌ایست، اگر راضی باشد قراردادهایی با S a m i x بسته خواهد شد و اگر ناراضی باشد شاید قراردادهایی فسخ شود.
قسمتی از قرارداد که به موجب آن این شرکت قصد شکایت از آتک به خاطر استفاده از دو سرور همزمان را داشت در پیوستِ قرارداد! پیدا شد:
خروجي پروژه يک نرم افزار تحت شبکه خواهد بود که به يک سرور مرکزي نياز خواهد داشت

و ایشان ادعا کردند که منظورشان فقط استفاده از یک سرور بوده است. در توجیه این منظور فرمودند در آن زمان تجربه کافی برای نوشتن قرارداد نداشتند! و این قرارداد خود از ترکیب چند قرارداد دیگر به دست آمده است.
 
ما که قبل از این به ذهن‌مان خطور نمی‌کرد وگرنه عبارت “یک سرور مرکزی” گویای همه چیز هست. مثلاً فکر کنید یک سرور غیر مرکزی ! یا یک سرور جور ِ دیگر! … بنابراین دیگر نباید بر ایشان خرده می‌گرفتیم ومزاحم اوقات شریف می‌شدیم.
 
راستی از قرائن چنین بر‌می‌آید که شرکت مذکور اینجا را پیدا کرده و من لو رفتم! حالا که اینجا را می‌خوانید چند نصیحت برای آقای نصیری‌فرد داشتم :
  •  اولاً می‌توان از امکانات تلفن همراه برای ضبط استفاده کرد
  • دوماً که اگر میکروفون Laptop رو به جلسه باشد صدا را بهتر ضبط می‌کند
  • سوماً اگر Laptop را مثلاً برای کار باز می‌گذاری اقلاً نگاهی به آن بینداز یا چند کلید فشار بده
  • چهارماً قبل از دادگاه دست خودتان رو نکنید که ما صدا ضبط کردیم!
  • پنجماً  اگر در دادگاهی بخواهید این صدا را که بی‌اجازه ضبط شده به عنوان مدرک استفاده کنید، می‌توان شکایت شدیدتری بر علیه شما تنظیم کرد.
در تغییر روال شرکت‌ها به روش‌های مبتنی بر رایانه، همواره از سوی کارمندان عدم رضایت مشاهده می‌شود. حتی اگر کار آنها را راحت کند.
جا انداختن این سامانه‌ها راه رفتن بر روی لبه‌ی تیغ است. عدم پیگیری و تضمین‌های اجرایی باعث عدم استفاده از سامانه می‌شود. فشار زیاد نیز تاثیر چندان مثبتی نخواهد داشت و گاهی باعث می‌شود تا چند سال امکان اتوماسیون یک کار از بین برود.
یکی از مواردی که کارمندان با آن مشکل دارند کنترل بیش از حد است. بنابراین در ابتدا قابلیت‌هایی که می‌توانند به عنوان اهرم فشار به کارمندان وارد شوند را غیر فعال یا پنهان کنید. شک نکنید که کارمندان مثل بالشت نیستند که هر فشاری را تحمل کنند. برعکس، هر چیزی را روزی جبران می‌کنند.
از قدیم گفتند که آدم مال رو سفت بچسبه و همسایه رو دزد نکنه! اما اگر ایجاد امکانات امنیتی از وظایف یکی دیگر از واحدها باشد و آن را دریغ کند تکلیف چیست ؟ جالب اینجاست دوربین‌های امنیتی هم در مواقع بسیار حساس چیزی ضبط نمی‌کنند.
به هر حال از امکانات امنیتی بسیار مفید یک عدد سگ می‌باشد که برای سرگرمی اعضا واحد نیز استفاده می‌شود. دریچه‌های تهویه را نیز باید میله زد تا امثال تام کروز نیز دیگر از این فیلم‌ها بازی نکنند!
 
یکی دیگر از امکاناتی که این چند روز درگیر آن بودیم، انبارداری بود. صورت مسئله به طور خلاصه عبارت است از سامانه‌ای که امکان نگه‌داری اطلاعات مربوط به اجناس انبار و اموال شرکت را داشته باشد. گزارش‌گیری کامل از اجناس انبار (مثل اقلام مصرفی) و اموال شرکت (مثل میز و صندلی که شماره اموال دارند) از ملزومات سامانه‌ی انبارداری است.
باز هم به خاطر آماده بودن اطلاعات لازم و قالب صفحات CRUD (صفحاتی که امکان Create, Read, Update, Detele را برای یک Entity فراهم می‌کنند) کل کار بسیار سریع‌‌تر از زمان پیش‌بینی شده انجام شد. در مجموع با زمان آزمایش چیزی در حدود 8 ساعت (معادل یک روز کاری) وقت بُرد.
به این می‌گویند ارزش افزوده، و این حق شرکتی مثل آتک است که با راضی نگه‌داشتن همکارش، سامانه‌ای که شرکت‌های دیگر زیر یک میلیون تومان نمی‌فروشند را با قیمتی بسیار نازل به دست آورد. کاش بقیه هم می‌فهمیدند…
الان که فکر می‌کنم می‌بینم باز هم همان کسی که فکر می‌کنم مسوول فسخ قرارداد مپتا بوده، اینجا هم کار خودش رو کرده.
همه چیز از یک بعد از ظهر شروع شد که این آقا برای تهیه نسخه پشتیبان به آتک آمد. و همان جا بود که فهمید Intranet هم اکنون در محل دیگری در حال سرویس دادن است. و پس از چند تماس تلفنی ما شاهد وضعیت فعلی بودیم. وضعیتی که به گفته مدیر عامل S a m i x حساسیت این شرکت برای عدم تکرار این اتفاق توسط کارفرماهای دیگر است.
ببینیم چه می‌شود…
یکی از خوبی‌های کار کردن تحت پوشش یک شرکت، قرار گرفتن زیر چتر حمایتی حقوقی شرکت است. مثلاً اگر شما تحت عنوان یک شرکت با مسوولیت محدود با سرمایه اولیه‌ی صد هزار تومان کار کنید، در بدترین شرایط دادگاه می‌تواند همان مقدار شما را جریمه کند. در مورد شرکت سهامی خاص اگر شما سهامدار نباشید، هیچ‌گونه مسوولیتی متوجه شما نیست.
 
قضیه از اینجا شروع شد که امروز S a m i x متوجه شد که ما SharePoint را از سرور قدیم (که نتوانسته بودند آن را به Active Directory متصل کنند) به یک VPC منتقل کردیم (البته ما آن را به Virtual Servre منتقل کردیم)
 
زنگ زدند و گفتند ما معمولاً در این موارد شکایت می‌‌کنیم و زیاد هم طول نمی‌کشه!
 
به هر حال در این مورد من از نظر حقوقی کاملاً مصون هستم، چرا که فقط با امکانات موجود در آتک به کار پرداختم (البته خدا پدر آقای Lutz را بیامرزد که Reflector را عرضه کرد!)
 
از طرفی از آتک درخواست کردم یک نسخه از قرارداد را در اختیارم قرار دهند. جالب اینجا بود که من حتی بندی در مورد ممنوعیت فروش مجدد این سیستم از طرف آتک به شرکت‌های دیگر را پیدا نکردم. تنها موردی که کمی مربوط به این کار ما بوده، این است :
در صورتی که نصب توسط کادر کارفرما صورت بگيرد مجری مسئولیتی در قبال صحت عملکرد سیستم نخواهد داشت.
این در مورد بعد حقوقی قضیه! در صورت لزوم در مورد ابعاد مالی و اخلاقی کار S a m i x نیز در روزهای بعد خواهم نوشت.